السيد محمد حسين الطهراني
253
امام شناسى (فارسى)
امين مصرى در كتب خود ، اين خطبه ابو بكر را سند براى حرّيت و آزادى او قرار داده و مىخواهند وانمود كنند كه طرز تشكّل حكومت او يك حكومت عادلهء دموكراسى با موج آزادى خواهى بوده است . ما در طّى بحثهاى گذشته و بحثهاى مفصّل آينده كه ان شاء الله تعالى در پيش خواهيم داشت اثبات نموده و خواهيم نمود كه طرز حكومت اسلام بر اساس حقّ است نه بر رأى آحاد و اجتماعات مردم ؛ نه بر اساس اكثريّت و اقليّت . نصوص صريحهء قرآن كريم و سنّت صحيحهء رسول خدا و سيرهء متّبعهء ائمّهء طاهرين عليهم السّلام و روش صحابهء ذى بصيرت و تابعين ذى درايت جداً مناط تبعيّت و پيروى را ، از واقعيّت و حق مىداند ، خواه طبق آراء اكثرين باشد يا نباشد . و از پيروى رأى خلاف واقع و حقيقت تجنّب مىورزد خواه پشتيبان او آراء همهء عالم باشد يا نباشد . و اين بزرگترين محلّ اختلاف بين شيعه و سنّى است ، و تمام مسائل اختلاف بر اين محور دور مىزند و بر اين اساس رجوع مىنمايد . شيعه از صدر اسلام تا به حال فرياد مىزند ، دليل مىآورد احتجاج مىكند كه بايد از حقّ تبعيّت نمود ، نه از آراء مردم ؛ امامت انتصابى است ، نه انتخابى ، مردم بايد از حقّ پيروى كنند ؛ و امام به حقّ بايد از جانب خدا معيّن گردد ، به عين آنكه رسول خدا بايد از جانب خدا بيايد ، و مردم حقّ انتخاب پيامبر را ندارند . شيعه اثبات مىكند كه رسالت و امامت ، از نظر حكومت بر مردم و ولايت ، هيچ تفاوتى ندارند ، مانند دو نهالى كه از يك اصل روئيده باشد يا دو طفلى كه از يك پستان شير مىخورند . عامّه مىگويند : امامت يك حكومت ظاهرى است ، و پيروى از شخص جاهل و يا خطاكار اشكال ندارد . البتّه بنابراين منطق بايد ابو بكر را سمبل آزادى خواهى دانست همچنانكه متجدّد مآبان از سنّى مذهبان بهاين طرز عمل گرايش دارند . البتّه يك مفهوم وسيعى از آزادى كه امروز رواج دارد ، و با پر و پاكانهاى شبانه ، و خبر نكردن بنى هاشم و بسيارى از مهاجرين و انصار را براى بيعت ، و با شكستن پهلوى زهرا دختر رسول الله و صرف نظر كردن از اجراى حدّ شرعى به خالد بن وليد كه مؤمن متعهدّى چون مالك بن نويره را به جهت عشق به جمال